عمو سیبیلو - بهرام بیضایی

خلاصه ی داستان :

مردی که شغل و موقعیتش مشخص نیست برای کسب

"آرامش"ی که در زندگی اش وجود نداشته به منطقه ای در شهر نقل

مکان میکند. بچه هایی در اطراف خانه ی وی ، ظاهرا بنابر عادت ،

برای بازی فوتبال دور هم جمع می شوند ...

مرد که به دنبال ارامش است با سر و صدای این بچه ها آزرده

می شود و قصد سنگ اندازی جلوی آنها را دارد. بچه ها هم

برای مقابله آن مرد و سبیلش را مسخره میکنند ...

 

رهایی از قید و بندهای شخصی و دل در گروی مردم جامعه

دادن و خود را بخشی از همان جامعه دانستن پیام کلی

این فیلم کوتاه است.

مردی با اخلاق تند و روحیه ی حساس نسبت به سر و صدا

و رفتار دیگران ، با عینکی بر صورت هنگام مطالعه

و سبیل کلفتی در صورت ، مماس با جامعه ای قرار گرفته که

در راه شادی و زندگی خود مزاحم وی می شوند

وی سکوت ، آرامش و زندگی مورد علاقه ی خویش را در

گروی ساکت شدن دیگران و دست کشیدن از علقه ها و لوازم

زندگی خود می بیند که تجلی اش در تفریح و بازی بچه ها

نهفته است .

عمو سیبیلو برای رسیدن به آن آرامش که بخاطر حتی محل

زندگی اش را عوض کرده ، رو در روی بچه ها قرار میگیرد.

از ترساندن آنها ، تا توپ بازی را گرفتن و نهایتا پاره کردن

تا دنبال بچه ها کردن و ترساندن آنها

آرامشی که خود از سلب آسایش از دیگران بدست آید هرگز

منتهی به آرامش نهایی نخواهد شد.

طرد شدن از محیط اجتماع و واکنش بچه ها نسبت به ممانعت های

عمو سیبیلو در مسخره کردن سبیل عمو تجلی می یابد.

سبیلو نیگا .. هیه هیه

شعاری ست که بچه ها برای مسخره کردن عمو پشت پنجره ی

خانه اش سر می دهند و وی را می آزارند. حتی زمانی که برای

مطالعه به پشت بام خانه می رود بچه ها با عکسی از یک سبیل

و بالا بردنش از ساختمان وی را می آزارند. او که با جمع کردن

فضای بازی بچه ها خواهان کسب آرامش شده است. در حالی

که با مسخره شدن توسط آنها و حتی در مرحله ی بعد با افتادن

یکی از پسرها از بالای دیوار در حین فرار از دستش ، احساس

تنهایی و جدا افتادگی از جامعه می کند و از فرار کردن بچه ها

از دستش در خیابان ناراحت است.

در نهایت جامعه پذیر شدن و اجتماعی شدن تنها راه حل برای

کسب رضایت درونی و کسب آرامش است.

مرد به عیادت بچه مصدوم می رود و توپی که از بازی آنها

گرفته به آنها بازمیگرداند. با آنها دوست می شود و بچه ها

برای بازی به آنجا بازمیگردند.

اینبار با ورود عمو سبیلو ، بچه ها با این درخواست که توپ را

برایمان شوت کن به نوعی نمادین خواهان وارد شدن وی به

مناسبات جمعی آنها می شود.

بچه ها با همان شعار پیشین او را صدا میزنند. اما وقتی عمو

جلوتر می آید دیگر عمو سبیلو نیست. با تغییر خودش اینبار با شعار

عمو بی سبیل و با چهره ای گشاده و با "آرامش" وارد صحنه

اجتماع و همچنین خانه و کاشانه ی خویش می شود.

 

نادر ابراهیمی درباره این فیلم میگوید : بیضایی در این فیلم ، به بزرگان میگوید :

پایتان را از گلیمتان درازتر نکنید. 

و به بچه ها می گوید :

شما گلیم ندارید. فرش عظیم و گسترده ی زندگی ، تماما از آن شماست !

/ 0 نظر / 140 بازدید