بررسی فیلم مردی برای تمام فصول - A Man For All Seasons - 1966 - فرد زینه مان

حقیقت بالاتر از کلیساست

این جمله در مجموع می تواند لب کلام مردی برای تمام فصول باشد. سر توماس یکی از بهترین قاضی های شهر چلسی انگلستان در زمان پادشاهی است
وی مورد اعتماد مردم است و بعنوان فردی صادق شهرت یافته است
تناقض بین منویات پادشاه برای قدرت طلبی و عمل به دستورا ت و احکام دین سر را  به یک کشمکش با شاه و کاردینال های انگلیس می کشاند. وی مسیر خویش و  زندگی و کارش را بر صداقت و پایبندی به اصول دین و کلیسا  میگذارد و خود را در برابر خدای خویش پاسخگو .
منتها دیگر کاهنان و کشیشان و مخصوصا پادشاه برای اینکه وی پس از خود به دلیل نازا بودن ملکه فرزندی ندارد قصد زنا با بیوه ی برادرش را دارد که این از نظر حکم  مسیحیت حرام است و پادشاه قصد طلاق ملکه و ازدواج با وی را ندارد. او خواهان  دست بردن به قوانین دینی است و میخواهد تئودور را که معتمد مردم است مجبور  به پذیرش این اتفاق و به رسمیت شناختن فرزند نامشروع خود کند.
این سراغاز جدال دین واقعی و راهگشا و حقیقت جو با دین به انحراف رفته و الوده شده با قدرت طلبی است. چنانچه تئودور در یکی از صحنه های فیلم می گوید :  پادشاهان را با کلیسا چه کار ؟
که خود تلنگری به التقات دین و سیاست است که منجر به ابزاری شدن دین برای  حفظ قدرت است.
با ایستادگی تئودور کار به تهدید به افشای رشوه ای که وی هرگز نگرفته است !!! ،  زندان ، محرومیت از کتاب خواندن و نهایتا تهدید به مرگ هم میرسد ! ام تئو دست از پای نمی نشاند و به تعبیر خویش به دیدار خدای خویش می رود
دیالوگ ها و بحث های فلسفی وی با کشیشان بر سر موضوع  قانون ، عدالت و حقیقت به هیچ عنوان فیلم را شعاری نکرده و با هنرمندی و ظرافت خاصی  در بستر قصه ای که به درستی و دقت و نظم روایت میشه جا داده شده.
تمام شخصیت های فرعی سر جای خودشان هستند. من جمله پسرکی که قصد استخدام در محاکم قضایی معنوان قاضی را دارد ولی با درایت تئودور و اینده بینی وی ، این کار را نمی پذیرد و پسرک جذب مخالفان وی برای رسیدن به قدرت  می شود .
خانواده ی تئودور همه متاثر از پاکی و صداقت وی هستند  و این مساله در زندگی آنها هم جاری است منتها هنوز به مرز کمالی که در وجود توماس هست نرسیده اند و در جایی مثلا در صخنه ی ملاقات در زندان هنوز به ایمان و ایستادگی وی نرسیده اند.
تئو خانواده دوست ، و سیاستمداری اخلاقی است و حتی  در برخورد با نامزد دخترش  به همه جوانب زندگی او توجه میکند. علیرغم مخالفت با بعضی اعتقادات نامزد دخترش که منجر به تکفیر وی شده باز باد در نظر گرفتن شرایط خانواده سعی دارد  با نرم خویی و ارامش و سیاست صحیح مساله را به سمت درستی سوق دهد .
کشیشان و علمای دین مسیحیت تماما در برابر منطق تئو در باب عدالت و صداقتی  که دارد کم می اورند و گویی خود بیش از هرکس به صداقت و حق بودن مواضعش ایمان دارند.
تئو نماینده ی یک انسان اخلاق مدار قانون مند است و اثبات میکند هرگونه انحراف  در جامعه نه ناشی از ضعف در قوانین و مبانی اخلاق که ایراد  در دور زدن قانون و توجه به منویات شخصی است .

قسمتی از فیلمنامه :
- اون میتونه هرجا که خواست بره تا اینکه قانون رو نقض کنه
- بنابراین میذارین شیطان از قانون بهره مند بشه

- بله ، تو چه کار میکردی ؟ برای گرفتن شیطان قانون رو زیرپا  میگذاشتی ؟
- بله ، برای اینکار قوانین انگلستان رو نقض میکردم

- وقتی تمام قوانین نقض شد و شیطان برگشت سراغ تو چی ؟
کجا پناه میگیری ؟ تمام قوانین که نقض شده ؟ این کشور پر  از قانونه ! در  سرتاسرش ، قوانین تشریفاتی و نه قوانین الهی
و اگر این قوانین نقض بشه و اگر تو این کار رو بکنی ،
فکر میکنی بشه در هرج و مرجی که بعدا ایجاد میشه سرپا ایستاد ؟
من برای حقانیت خودم اجازه میدم شیطان از قانون بهره مند  بشه


/ 2 نظر / 172 بازدید
احسان شریف

راسی راسی فکر میکنی من این متنتو خوندم؟!!! نه بابا اومدم یه کامنت بذارم تا بت بگم:ریفیق این جا هم به یادتیم!

احسان شریف

چرا دوروغ!راستش یه خرده شو خوندم حقیقت بالاتر از کلیساست چون کلیسا عین دروغ است!