حرامزاده های بی آبرو - 2009 - Inglourious Basterds

اگر به شما بگویند سینما را تعریف کنید محال ممکن است از این فیلم و سازنده اش ، اسمی بعنوان نمونه نبرید !

آخرین فیلم تارانتینو خود خود سینما است. اصلا نامه عاشقانه تارانتینو به سینما است.

سوژه استثنایی ، بازیهای فوق العاده ، دیالوگهای دقیق و کارگردانی شاهکار این فیلم ، همه در خدمت خلق صحنه هایی به یاد ماندنی در تاریخ سینمای جهانند. تفاوت این فیلم با سایر فیلمهای شاهکار سینمای جهان در آنست که این فیلم از هر قید و بندی آزاد است و کارگردان هر تکنیک سینمایی را که به ذهنش رسیده وارد فیلم کرده است. اما چنان استادانه و دقیق در فیلم گنجانده شده که اصلا توی ذوق نمیزند. نمونه بارز آن هم گریم جالب برد پیت است که با سیبیل مسخره و موهای کجش تناقضی وحشتناک را در چهره اش ایجاد کرده  و نوع گویش او در فیلم تناقض شخصیتی او را آشکارتر می کند.

حرامزاده های بی آبرو نام گروهی امریکایی یهودی در حومه شهر پاریس فرانسه است که بر ضد جنایتهای هیتلر و نازی های آلمان در جنگ جهانی دوم فعالیت میکنند. اما این فعالیت علیه جنایت و خشونت ، خود با خشونتی فراتر و کینه ای بسیار عمیقتر همراهست. و همین خرق عادت در مبارزه علیه آدم کشی است که این فیلم را جذاب و دیدنی کرده است.

این گروه در اواسط دهه چهل میلادی و در فرانسه اشغالی توسط نازیها، به سرکردگی آلدو رین (با بازی برد پیت) طی تماسی با مقامات بریتانیا مطلع میشوند که هیتلر و گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر و دبیر فیلمسازی رایش سوم) ، قصد تماشای فیلمی در مورد رشادتهای یک سرباز نازی در سینمایی در پاریس دارد. این فیلم توسط خود دکتر گوبلز  ساخته شده است. سوژه زمانی جذابیت می یابد که می فهمیم صاحب سینمایی که قرار است فیلم در آن اکران شود ، دختری است (با بازی ملانی لوران ) که خانواده اش را توسط سربازان هیتلر از دست داده و از بین آنها فقط او توانسته از صحنه کشتار فرار کند. صحنه ای که سرهنگ خشن و بی رحم ارتش آلمان و وزیر امنیت هیتلر ( با بازی درخشان کریستوف والتز) شاهد آن بوده است. اکنون فرصت خوبیست تا دختر یهودی با همکاری حرامزاده های بی آبرو و در حضور مجدد وزیر امنیت در سینما و محافظتهای دقیق او از روند اجرایی اکران ، هیتلر و یارانش را در سینمای خود ملاقات کند!

این فیلم به نوعی انتقام فرهنگی تارانتینو از دیکتاتوری مثل هیتلر است. هیتلر و گوبلز سالهای سال از طریق سینما و رسانه در عوام فریبی و تخدیر افکار مردم خویش بهره جستند و با کثیف ترین ترفندها و دروغها ، باورهای نادرستی را با مغزشویی به ملت خویش القا کردند و از همین طریق تا توانستند آدم کشتند. حال تارانتینو میخواهد با همان ابزار که سینما باشد ، انتقام تاریخی خود را از یک دیکتاتور و وزیرش بگیرد. گوبلز در زمینه تبلیغات یک نابغه بوده است. او که برای رسیدن به اهداف اقتدارگرایانه حکومتی به هر شیوه ای متوسل میشد معتقد بود: " از جنبه های تئوریک نمیتوان تشخیص داد که کدام نوع تبلیغات بهتر و کدام بدتر است، بلکه آن تبلیغاتی خوب است که راه را بسوی موفقیت باز کند.." . حرامزاده های بی آبرو نشان میدهد سیاست برآمده از فرهنگ اصیل و عدالت طلب و آزادی خواهانه بر سیاست فریب و نیرنگ و ظلم برتری دارد و قدرتمند ترین دیکتاتورها را به کام مرگ و نابودی میفرستد.هر چند گوبلز در حرامزاده های بی آبرو نقشی در حاشیه دارد ، اما تارانتینو توانسته یک گوبلز قابل درک و به یاد ماندنی در تاریخ سینما بسازد .

این فیلم از 5 اپیزود تشکیل شده که اپیزودهای 1و3 یک مسیر را دنبال میکنند و اپیزودهای 2و4 خط داستانی دیگر را. و هر دوی این جفت اپیزود ها در اپیزود آخر بهم میرسند و پایان درخشان فیلم را رقم میزنند. فیلم پر از اوج و فرود حسی و تصویری است. زمانی که در فضایی آرام ، با دیالوگهای سرد و هراسناک سربازان نازی ، عرق سردی بر پیشانی ات می نشیند ، در جایی که اصلا انتظارش را نداری  یک درگیری خشونت آمیز و خونین آغاز میشود و ضربان قلبت را بالا و پایین میکند. خشونت در فیلم بسیار عریان است ولی در کمال تعجب اصلا آزار دهنده نیست و این گواه یک کارگردانی هوشمند و دقیق است که این عنصر را به نحوی به کار میگیرد که به شدت جذاب و در جهت فیلم باشد. برای نمونه در جایی از فیلم سربازان آمریکایی-یهودی ،  یونیفرم کله گنده های ارتش نازی را با این توجیه که دیگر مورد غضب یهودیان فرانسوی نباشند از تنشان در می آورند. ولی لحظاتی بعد با سر خنجرشان ، علامت معروف ارتش هیتلر را روی پیشانی شان حک میکند! جذابیت بیشتر از این میخواهید؟!

 صدا گذاری فیلم فوق العاده است و نقش مهمی در جذابیت فیلم دارد. هم چنین موسیقی فیلم  تماشاگر را به یاد فیلمهای وسترن سالهای دور سینما می اندازد. فیلم اشارات روشنی به چندین شاهکار سینما از جمله "خوب ، بد ، زشت " ، "رمانس واقعی" و "دوازده مرد خبیث" دارد. اگر سه فیلم نامبرده شده را دیده اید و توانسته شما را راضی کند مطمئن باشید این شاهکار کوانتین تارانتینوی بزرگ به همان اندازه شما را راضی خواهد کرد. 

تارانتینو همچون فیلمهای گذشته اش چون بیل را بکش ،  قصه های عامه پسند سینمایی مختص به خویش را عرضه میکند که متعلق به هیچ ژانری نیست! در واقع میتوان برای فیلمهایش ژانر "تارانتینویی" را نامگذاری کرد. تارانتینو در کارنامه خود یک جایزه اسکار و 46جایزه دیگر و 36نامزدی دیگر در جشنواره های مختلف دارد. برای ایجاد انگیزه برای تماشای فیلم کافیست بدانید کارگردان این فیلم سواد درست و حسابی ندارد و از اول زندگی اش فقط بواسطه علاقه مندی مفرط به سینما ، وارد دنیای بی منتهای هنر هفتم شده. اینکه اینقدر به کارگردان فیلم اشاره میشود به دلیل اینست که فیلمهایش به هیچ عنوان قابل نقد و بررسی بدون بردن نام  تارانتینو در کنارشان نیستند. کما اینکه در سینمای ایران بررسی فیلمهای افرادی مثل بیضایی و کیمیایی بدون اشاره به سازندگان آنها معنایی ندارد.

حرامزاده های بی آبرو در جشنواره کن رونمایی شد و مورد استقبال قرار گرفت. هم چنین به فروش قابل قبولی هم رسید.     

برای جذابیت حرامزاده های بی آبرو همین بس که کارگردان صاحب نام اینبار میخواهد در فیلمش تاریخ را عوض کند! و آنچه که خود دوست دارد برای پایان دیکتاتوری مثل هیتلر رقم بزند. حتی فقط همین یک دلیل برای تماشای فیلم کافی نیست؟

 

/ 3 نظر / 134 بازدید
صادق

خیلی مختصر و مفید بود تبریک می گویم. از آن فیلم هایی بود که دیالوگ ها و بازی ها و سکانس هایش تا مدت ها در ذهن باقی می ماند

reza

ازشما تشکر میکنم که با این متن باعث دیدن این فیلم شدین

رضا اصهانی

سلام انشالله خوب و سلامتین واقعا گاهی باید آدمها رو حول داد تا کاری بکنند این متنی که نوشتین براین فیلم مرا حول داد تا ببینم و واقعا ممنونم که باعث شدی این فیلم رو ببینم ممنون این فیلم بعداز شهرخدا بهترین فیلمی بود که امسال دیدم خواهشا اگه تجربه ای در خصوص فیلم شهرخدا داری بنویسی و همینطور اگه از این نوع فیلمهای زیرخاکی و این سبکی سراغ داری معرفی کنی و حتی اگه وقت نوشتن نداری خواهشا اسامی رو برایم ایمیل کنی بازم ممنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون[گل]