To Rome With Love / 2012 / woody allen

وودی آلن انسان دوست داشتنی هست.

چه موقعی که خود موقعیت کمدی ایجاد میکند ،

چه موقعی که دیگری را برای خلق یک موقعیت کمیک

هدایت میکند.
چه موقعی که خیلی عریان و بی هیچ پیش زمینه ی

داستانی ، دغدغه های شخصی ش رو مطرح میکنه ،

چه موقعی که در لفافه و در پشت قصه هاش حرف

میزنه.

وودی برخلاف سایر هنرمندان مولف و صاحب نگاه

که وقتی ر به پیری میرن عمدتا اثار ابزورد میسازن ،

مشخصا روحیه بهتری نسبت به گذشته ش پیدا کرده.

پس از ساخت فیلم شاداب و رنگین "نیمه شب در پاریس" ،

الن اینبار پا در کشور ایتالیا و شهر رم نهاده و

خواسته از دل این شهر قصه هایی همچون قصه ی شهر پاریس روایت کند !

اما برخلاف نمیه شب که تنها قصه ی یک زن و شوهر

روایت میشود ، در اینجا با سه قصه متفاوت از سه دسته

افراد مختلف مواجه هستیم.

فیلم از چرخش دوربین به دور میدان اصلی رم شروع میشود

و پلیس راهنمایی رانندگی ما را دعوت به شنیدن قصه ای

درباره این شهر میکند.
فیلم حول چند شخصیت میگردد.
زنی که از آمریکا به ایتالیا برای گردش آمده و در حین

پرسیدن آدرس از مردی ایتالیایی با وی دوست میشود.

مردی که یک طراح معروف است هم برای گذران تعطیلات

به رم آمده است که با پسری که معماری میخواند همراه

میشود

زن و شوهری هم که در یکی از شهرهای ایتالیا زندگی

میکرده اند برای کار جدید مرد ، به شهر رم منتقل شده اند.

در ابتدای زندگی خود وارد هتلی میشوند و قرار است

پدر و مادر مرد از آنها استقبال کند

و در نهایت مردی که ایتالیایی ست و با خانواده اش در

رم زندگی میکند

بسوی رم با عشق ، اساسا درون مایه و مضمونی مانند

سایر مضامین و دغدغه های وودی آلن دارد.
تضاد بین رفتارهای مردم ، سطحی نگری ، درکی محدود

از پیرامون که نهایتا زندگی را به یک معناباختگی

میکشاند

زنی که برای گردش به رم آمده بلافاصله با مرد آدرس

دهنده دوست میشود و سپس نامزد ! خود را برای

معرفی به خانواده ی پسر که بعدا میفهمیم از طرفدارن

حزب کمونیست است ، آماده میکند و به خانه ی

آو میرود.

پدر و مادر او که مطلع میشوند او نامزدی پیدا کرده

با هواپیما خود را به رم میرسانند که با آنها آشنا شوند.

که نقش آنها را وودی آلن و ... ایفا میکند.
در ادامه فیلم می بینیم که نامزد آن دختر علیرغم

اطلاعات سطحی که از حزب کمونیست دارد

ولی نه چهره و نه رفتارها و نه سبک زندگی کردنش

به هیچ عنوان به کومنیستها نمیخورد.

آلن به ما میگوید که عمدتا اینها بخاطر همان

سطحی نگر مرسوم است . در جایی دیگر

پدر دختر ، پدر پسر را یک نعش کش می یابد

و خود میگوید با این حساب مادرش هم باید

مسئول حفاظت از جذامی ها باشد!!

این سطحی نگری در خانواده و بی قاعده بودن

اتفاقات و کمدی بودن آنها به همینجا ختم نمیشود.

آلن صدای پدر پسر را در حمام میشنود و عاشق صدایش میشود و او را برای دادن تست خوانندگی ترغیب میکند .

پاما او ظاهرا از چیزی ناراحت است و این پیشنهاد را

نمی پذیرد. پس از اصرار آلن مرد راضی میشود که

تست بدهد و همانطور که پیش بینی میشد او

فقط در حمام می توانسته آواز بخواند !!

لاجرم برای اینکه بتواند به موفقیت برسد ، مراسم

آواز خود را با بکارگذاشتن دوش حمام در صحنه اجرا میکند.

تمام این اتفاقات المان هایی هستند که بیننده

را در پس یک قصه ی طنز که حقیقتا بخش جدایی

ناپذیری از زندگی روزانه خود ماست ، به فکر فرو می برد.

روابط دم دستی ، اتفاقات دم دستی تر و بی قاعده

بخشی از همین زندگی پوچ را میسازند

مرد ایتالیایی که بیخود و بی جهت توسط رسم

مرسوم خبرنگاران و عکاسان بالا کشیده میشود و

مشهور میشود . بدون اینکه دلیلی قانع کننده برای

محبوبیت او وجود داشته باشد. و حتی بدون آنکه فرد

محبوب که دایم از او امضا گرفته میشود و نظرش راجع

به مسائل مختلف پرسیده میشود ، بداند دقیقا به

چه علت مورد ستایش قرار گرفته ! وی با همان

منطقی که مطرح میشود با همان منطق بی منطقی

هم از اوج فرو می افتد !
شخصیت های زن دراین فیلم تماما بعنوان افرادی

شناساند ه میشوند که اساسا به دنبال منافع

شخصی اند و عمدتا عشق و زندگی مشترک

یکسری "لفظ" شمرده میشوند و دچار معنا نمی گردند.

همسر مرد ایتالیایی در هنگام شهرت جای خود را در

رختخواب به افراد دیگر می دهد تا آنها هم همخوابگی

با یک مرد مشهور را تجربه کنند !

زن مرد کارمند که برای آرایش در پی آرایشگاه است ،

در مواجهه با یک مرد هنرپیشه که ظاهرا او هم زنی دارد

تحریک میشود و به دنبال او پس از صرف نهار به محل

اقامتش میرود و دوست دارد همخوابگی با یک هنرپیشه

مشهور را تجربه کند

همچنین دیگر زن فیلم ... که دوست پسری است

که با طراح مشهور آشنا شده است ، شاهد خیانت

وی و دوستش است که برای سفر به رم آمده. کسی

که در بیانش تماما از عشق و ادبیات و هنر سخن میرود

و لی ضعف او در شخصیت و منش شخصیتی در کنش

و واکنش هایش مشخص میشود.

از جمله خیانت به بهترین دوستش و رها کردن پسر پس

از یافتن نقشی که برای او در فیلمی در نظر گرفته اند.

روابط اساسا بر منافع شخصی افراد استوار است و هیچ

دغدغه ای پشت بند آن نیست. اگر از ادبیات ، مارکسیست ، هنر و .. سخن میرود چیزی جز سطح نیس و اساسا

کسی دغدغه ی عمیقی جز کسب لذت های زود گذر

ندارد !

سکس ، تجربه هیجانهای سطحی ، فخرفروشی دانایی

و نگاه های تعمیق نشده ی افراد

عناوین تلخی هستند که نگاه شیرین آقای فیلمساز

تماشای آنها را آزار دهنده نمیکند .

فیلم در شبی

با دعوت پلیسی که دیگر به خانه رفته است تمام میشود.

دعوت به دیدن رم و قصه ی هر روزه ی مردمانش.

 

/ 0 نظر / 26 بازدید