شکلات - 2000 - chocolat

برای هممون اتفاق افتاده ، موقعیت های زیادی که از شرایط پیرامونمون راضی نیستیم.  تا حالا چند بار شده فکر کنی هیچ چیز سر جای خودش نیست؟ همه چیز معنای  خودشو از دست داده؟ نامردی و نامهربانی دور و برتو گرفته؟ خب طبیعیه. ناراحت کننده س...!  ولی راهش چیه؟ باید برای تغییرش چیکار کرد؟ چه راهی به نظرت میرسه وقتی  احساس میکنی هیچ کس با هیچ کس مهربون نیست؟ همه به دنبال منافع خودشونن؟ یه آدمی داره آدم دیگه ای رو اذیت میکنه؟! یا چیزی رو به زور ازش میگیره؟ یا حقش رو ضایع میکنه؟ چیکار میکنی وقتی می بینی اون چیزایی که برات مقدسه بازیچه  قدرت طلبی های یکی دیگه شده؟ تو چیکار میتونی بکنی وقتی احساس میکنی برای ایجاد یه تحول هیچ قدرتی نداری؟
راستش پیشنهاد من یک شکلاته. تلخ ، شیرین ، کادو پیچ شده یا بسته بندی شده توی یک ظرف شیشه ای. مهم نیست. مهم اینه که شکلات باشه. هم خودت  مزه کنی، هم به دوستت بدی ، هم به دشمنت که میخواد سر به تنت نباشه !
و غیر از اون ، پیشنهاد فیلمی با همین: شکلات
اگر دوستت یا دشمنت گفت این چیه؟ به هر دوشون بگو هدیه س از طرف کسی که تو رو دوست داره. وقتی هم از موضوعش پرسید ، بگو:
شکلات قصه زن شکلات فروشیه (ویانا) که با دختر کوچیکش دور دنیا رو سفر میکنه.  توی یکی از همین سفرها به دهکده کوچکی در حومه فرانسه میرسه و مغازه ای رو  برای شکلات فروشی اجاره میکنه. وقتی وارد اون دهکده میشه می بینه مردم و شهردار اونجا برخورد خوبی باهاش ندارن. شهردار دهکده که کشیش کلیسای  دهکده هم هست ، با تفکرات سنتی ، دگم و بسته شرایط سختی رو برای مردم ایجاد کرده. با اینکه خود مردم دهکده هم ظاهرا چندان ناراضی به نظر نمیان.  توی این دهکده هیچ چیز سر جای خودش نیست. هیچ کس به کاری که میکنه علاقه  نداره. وظایف افراد عمدتا از روی عادت یا اجباره و زندگی شونو پر از تناقض های ریز و درشت کرده. از خوابیدن وسط اجرای مراسم مذهبی توی کلیسا گرفته تا دزدی  تو کلیسا و نقاشی کشیدن یه بچه که به زور برای خواندن دعا به کلیسا بردنش.  رفتار مردم با همدیگه سرده. زنها شوهرانشون را دوست ندارن و مردان زناشونو. عشق بی معناست. عاطفه توی شهر و خونواده ها مرده. کسی جرات ابراز علاقه نداره. همه چیز گناه تلقی میشه. هر نوع لذتی انحرافه و سعی بر جلوگیری از اونه. اهالی منطقه ورود یک زن و برپا کردن مغازه شکلات فروشی ، اونم وسط ماه  روزه داری رو تقبیح میکنند و ویانا را سرزنش. همه چیز از تحریم و بی محبتی نسبت  به زن و دخترش شروع میشه. همه پشت سرش حرف میزنن ، غیبتش رو میکنن و میگن اون یه کافره. اما ویانا نا امید نیست. با کوله باری از امید ، لبخند و شکلات  به دهکده اومده تا کام همه را شیرین کنه. یک صفحه چوبی برجسته ، پر از شکلهای  جور واجور که هرکس وارد مغازه میشه ، با چرخوندن آن صفحه بهش میگه که توی  اون چی می بینه؟ و با نوع نگاه و نگرش مشتری ، ذائقه اونو میخونه و برای آون مزاج ، شکلاتی شیرین ، تلخ ، کوچیک یا بزرگ تجویز میکنه. هر بدرفتاری و زخم زبانی  رو میشنوه ، ولی فقط لبخند میزنه و شکلات هدیه میده.  آروم آروم توجه مردم به ویانا و ترس و وحشت کشیش کلیسا از اون بیشتر و بیشتر
میشه . کلیسا از ترس اینکه پیروانش رو از دست بده با خواندن موعظه و نهی مردم  از لذت های دنیوی سعی در منزوی کردن ویانا داره. از انجیل آیه میاره ، تفسیر میکنه  و مردمو به جون هم میندازه. هرچی سختگیری کشیش بیشتر میشه ، صبر و محبت ،  که تنها سلاح ویانا است هم پر زورتر میشه ! کشیش ویانا را تهدید میکنه که بعد از  مراسم عید پاک مغازه اش را تعطیل میکنه و اونو از دهکده بیرون میندازه. ویانا که به گفته خودش ، قانون شکنی نکرده و به کسی صدمه نزده مقاومت میکنه و در برابر  تهدیدها و تهمت ها می ایسته. کشیش راه مبارزه رو در تربیت افرادی که مخالف ویانا  هستند می بینه. که با همراهی اونها جنگ سختی رو با تهمت و خشونت آغاز کنه و ویانا همچنان وسیله دفاعی جز محبت و شکلاتهاش نداره. فشار بر ویانا با حضور  افرادی که به دزدان دریایی معروفند و زن شکلات فروش با اونها گرم میگیره سخت تر میشه.
ویانا ، سر دسته دزدان دریایی و دوستانی که دور او جمع شدن ، تصمیم به برگزاری  یک جشن میکنن که این جشن در شب جشن پاک اتفاق می افته. کشیش که در حال آماده کردن خطبه روز عیده ، خودش را در جنگی تمام عیار با ویانای شکلات فروش می بینه. شکلات فیلمیه که برنده این جنگ رو معرفی میکنه. بردی که در  اون هیچ کس بازنده نیست !

/ 3 نظر / 58 بازدید
Troll

یعنی فاتحه فیلمو خوندی با این نقد کردنت! برادر من خوب مگه زورت کردن؟!

fiuna

سلام . من داشتم دنبال این فیلم میگشتم تا رسیدم به وب شما . اگه براتون امکان داره اسم فیلم و اینکه آیا میشه تو اینترنت پیدا کرد رو برام بنویسید . متشکرم