انجمن شاعران مرده - 1989 - Dead Poets Society

"دم را غنیمت بشمار"
بدون شک این یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین عباراتیه که در تاریخ سینما به یادگار  مونده و هر کسی که اندکی به سینما علاقه داشته باشه با شنیدن این عبارت کوتاه  ذهنش به سمت فیلم بزرگی در سینما میره. انجمن شاعران مرده... همه چیز از تغییر ارکان چهارگانه در یک مدرسه بزرگ و مطرح در آمریکا توسط چند دانشجو شروع میشه. سنت ، افتخار ، انضباط و سرافرازی در آغاز یک سال تحصیلی  جاشو به مسخره بازی ، نفرت ، خرابکاری و کثیف کاری میده !شاید این ، تنها تغییری است که هیچ وقت مخاطب انجمن شاعران مرده را دلزده نمیکند. بلکه کنکجاوانه منتظر تغییر بزرگتر و معنا دارتری میشود. شاید خرابکاری و مسخره بازی هرجی مرجی باشد در برابر استبداد آموزشی تاریخی در یک مدرسه و آرام آرام اینخرابکاری جایش را به  عشق ورزی ، هنر و نگاه کردن از وادی دیگری به زندگی میدهد.
بزرگترین عنصر مرکزی و درون مایه اصلی فیلم ، سنت شکنی است. در یک نظام  آموزشی که اکثریت تصمیمها در زندگی دانشجویان و دانش آموزان با پدر و مادر و اساتید است و از همه آنها با استعدادهای مختلف و متفاوت یک شخصیت مشخص  ساخته میشود ، نیاز است افرادی با سنت شکنی و خلاف جریان آب شنا کردن و شورش علیه نظام استبدادی و خشک آموزشی ، این بار سرنوشت خود را خودشان  رقم بزنند.
قصه این فیلم در سال 1959 در آمریکا میگذرد. فیلم با سکانسی از برگزاری یک مراسم مذهبی ، سنتی در یک مدرسه ای با سابقه قدیمی شروع میشود. دانشجویانی برای تحصیل در این مدرسه که سالها بر پایه سنت های قدیمی و کهن اداره میشود  ثبت نام کرده اند. نقطه تحول داستان زمانیست که معلمی تازه وارد به نام کیتینگ (با بازی حیرت آور رابین ویلیامز) در این دانشگاه برای تدریس ادبیات انگلیسی به دانشجویان معرفی می شود. کلاسهای او با متد جدیدی از تدریس ، دانشجویان  خسته از روند سنتی و اصولی را به وجد می آورد و آنها را مجذوب رفتار کیتینگ میکند. رفتارهایی هنجارشکن از جمله ایستادن روی میز ، پاره کردن صفحاتی از کتاب ،  سرودن شعر و خواندن آن در سر کلاس اعمالی است که این معلم ، وارد روند آموزشی دانشگاه سنتی و سختگیر میکند و خود و دانشجویان را در تقابلی با مسئولان دانشگاه قرار میدهد. دانشجویان برای تحقق اهداف چهارگانه دانشگاه این بار به دنبال  مسیری جدید و زیبا میگردند که زندگیشان از آن نظم خسته کننده ، از آن دیسیپلین و زندگی خشک صنعتی رهایی یابد. علاقه یکی از این دانشجویان به نام نیل پری به بازیگری و پیگیری کردن آن در کنار درس ، عشق دوستش تاد اندرسون به دختری زیبا و تشکیل مجمع شعرخوانی توسط دختران و پسران در دل غاری بیرون از دانشگاه و به دور از چشم مسئولان به نام "انجمن شاعران مرده" و چاپ مطالبی در نشریه ی دانشگاه که خشم مسئولان توتالیتر که قصد جذب روح و مغز دانشجو را به هر ترتیبی دارند برمی انگیزاند ، اتفاقاتی است که در مسیر این تغییر و تحول رخ میدهد. ولی این همه ماجرا و پایان کار نیست. تغییر ، مبارزه و هزینه میخواهد. پدر نیل ، مدیر  مدرسه و اعضای علمی دانشگاه و طرز تفکر سنتی آنها بزرگترین مانع برای رسیدن این جوانان به خواسته های زیبای دوران زندگیشان است. و معلمی که دانشجویان ناخدا می خوانندش ، رهبری این تغییر را برعهده دارد. کیتینگ می آموزد که چه باید کرد؟ در میان زنجیره ی بی ایمانان و ابلهان بایستی به چه دلخوش کرد؟ پاسخ به اینکه تو اینجایی و زندگی هست و یگانگی که نمایش بزرگ همچنان برپاست. کتینگ به دانشجویان میگوید برای یکبار هم که شده عادات زندگی خود را کنار زده و به سمت کاری بروند که به آن علاقه دارند و آنها را به شورشی آرام و منطقی علیه استبداد خانواده و دانشگاه تشویق میکند.
پیام اصلی فیلم "انجمن شاعران مرده" را میتوان کنار زدن سنت ها و رسومات غلط ،  پوچ و بی روح سابق و ایجاد یک نوآوری در آموزش و زندگی و به روز کردن مفاهیم  کاربردی در زندگی دانست. فیلم با یکسری سنت شکنی ها و نوآوریها و ساختار شکنیها ی درشت و ظاهری ادامه می یابد و تا عمیق ترین و باریک ترین مفاهیم انسانی پیش میرود. کار به جایی میرسد که اهداف بنیادگرایان پس زده نمیشود ، بلکه آن اهداف توسط دانشجویان تکمیل میشود و رنگی نو و زیبا به آن می پاشد. تمایل و توجه نشان دادن به عمیق ترین و اساسی ترین نیازهای روحی انسان بزرگترین  خواسته دانشجویان این فیلم است و اینکه میخواهند ثابت کنند همه چیز در رفت و آمد روزانه به کلاس و گرفتن نمره های عالی ختم نمیشود و زندگی شادتر ، زیباتر و  عمیقتر از اینهاست. آقای کتینگ به دانشجویانش می آموزد خطر کنند و خواسته های خود را مطرح کرده و برای نیل به آنها تلاش کنند و از چیزی هراس نداشته باشند.  چراکه زندگی برای آنهاست. کتینگ خود از محصلان این دانشگاه بوده و اینبار فردی  ساخته شده در دل همین نظام روبروی قواعد کهنه و خسته کننده آن می ایستد و  رهروان عاشق و شوریده خود را به ایستادن در برابر این سلطه تاریخی تشویق میکند. و لذت نه آن لحظه ایست که در این راه به مقصدی برسی ، لذت در آن لحظه ایست  که خود را باور میکنی و احساس میکنی نیرویی در تو بوجود آمده که میتواند در برابر  هر زورگویی بایستد و مقابله کند. اراده تو باعث رضایت درونی و لبخندت میشود.  چه اینکه در انتهای این مسیر در لجن فرو بروی و چه در بهشت قدم بزنی.
انجمن شاعران مرده بر اساس رمانی با همین اسم توسط پیتر ویر ساخته شده و یکی از بهترین و موفق ترین اقتباسهای دنیاست. همچنین این فیلم برنده اسکار بهترین فیلمنامه (تام شولمن) و بهترین فیلم و کاندیدای بهترین بازیگر مرد (رابین ویلیامز) در سال 1989را در کارنامه خود دارد. فیلمیست به شدت تحسین  شده و تاز مانی که نسلهای جدید به برهم زدن عادات پوچ و سنتهای غلط گذشته اصرار کنند ، برمحبوبیت تاریخی این فیلم افزوده خواهد شد.
بازی دانشجویان اصلی این فیلم که پایه گذاران مجمع شعرخوانی "انجمن شاعران مرده" اند ،بسیار جذاب ، باورپذیر و دیدنی است و تماشاگر  به راحتی با آنها همذات پنداری میکند و به سرنوشت آنها اهمیت میدهد.  شاید کسانی که در زمان ساخته شدن این فیلم دانشجو بودند بیشترین لذت را از این فیلم برده اند. اما امروز همچنان حاکم شدن استبداد نسلی بر سرنوشت نسلی دیگر موضوع داغ ، مهم و بحث برانگیز است. و گمانم بر اینست نسلهای آینده  هم حتی برای تغییر دنیایی که ما ساخته ایم و در آن زمان کهنه خواهد بود ، این فیلم را بعنوان یک الگو و یک معجون تاثیرگذار و محرک در آرشیو عناصر زیبای زندگی خود  قرار بدهند. تماشای "انجمن شاعران مرده" این فیلم را براحتی جزو بهترین و  دوست داشتنی ترین فیلمهای زندگی تان خواهد کرد.
در ضمن "انجمن شاعران مرده" یکی از خارق العاده ترین و به یادماندنی ترین  پایان ها را در سینمای دنیا دارد. کسانی که فیلم را ندیده اند ، به تماشایش جدای همه زیبایی هایی که دارد ، بخاطر سکانس انتهایی فیلم دعوت میکنم  و برای آنهایی که فیلم را دیده اند برای تجدید خاطره و کسب انگیزه برای ادامه تحصیل و زندگی ، این بار به شکلی زیبا و ساختارشکن تشویق میکنم.
صالح بهشتی منتشر شده در نشریه توسکا - دانشگاه اصفهان

/ 0 نظر / 132 بازدید