گران تورینو - 2008 - Gran Torino

گرن تورینو داستان پیرمرد امریکایی جنگ دیده است که پس از مدتها گذشت از دوران جنگ همچنان در همان حال و هوای دوران جنگ و نظم و دیسیپلن  یادگار مانده از دوران جنگ است.
دل خوشی از اطرافیانش ، چه نسل بعد از خود و چه چشم بادامی ها (کره ای)هایی که زمانی با همانها می جنگیده ندارد. و دائم در تنش با آنهاست.
خود را یک قهرمان میداند و یک آزاده. با طرز زندگی که برای خود انتخاب کرده سر سازگاری ندارد و این را در درون خود پنهان میکند.
فیلم از مراسم ختم همسر پیرمرد امریکایی آغاز میشود. از همان صحنه اول با نوع پوشش جوانهای فامیل مشکل دارد و آن را خلاف ادب و نزاکت  می پندارد. تعارض با همسایه های کره ای و ایجاد مزاحمت توسط اراذل شهر ، والت را ناخواسته وارد درگیری و تنش هایی میکند که زندگی سابق وی را به چالش  میکشد.
و او را در صدد پیدا کردن راه حلی برای حل تناقضات ذهنی خویش و حل  معضلات جامعه ای که بعد از جنگ رقم خورده می کشاند.
در ابتدای فیلم با رویایی کشیشی جوان که نماد انسان قانون مدار و متعادل است مواجه میشود و کشیش سعی دارد وی را از خود رای بودن و اقدام به انتقام از لاتان شهر بصورت انفرادی برحذر دارد. کشیش والت را  به قانون مداری و خبرکردن پلیس دعوت میکند. همچنین از طرف همسر والت ماموریت دارد که وی را وادار کند به اعتراف گناهان گذشته اش. که والت از هر دوی اینکار سرباز میزند.
با افزایش تنش ها میان اراذل و خانواده همسایه کره ای والت مجبود به دفاع از آنان میشود و همین راهی رابرای تعامل بیشتر فرهنگ والت با فرهنگ کره ای ها ، باز میکند. افرادی که زمانی در جنگ با آنها می جنگیدئه و به گفته خویش 13 نفر از آنان را کشته است. روحیه خشن والت در مراوده با خانواده کره ای در دفاع از مظلومانی که علی الظاهر دشمنان آنها هستند  رو به لطافت و تغییر می نهد.
در چندیدن سکانس می بینیم که والت برای دفاع از دختر خانواده کره ای با  لاتان که ظاهرا با نوجوانی در آن خانواده نسبتی هم دارند وارد یک درگیری میشود و آنها را ترسانده و تهدید میکند.
حتی در مرحله ای اراذل نوجوان را به زور می برند تا ماشین قدیمی والت  که گرن تورینو نام دارد را بدزد. این عملیات با دخالت پیرمرد به پایان میرسد. بخاطر کمک هایی که والت به آنها کرده نوجوان (تائو) را مجبود میکنند  برای کمک به سوی او برود. والت ابتدا نمی پذیرد و سپس با اکراه قبول میکند.
از این مرحله به بعد تعامل همراه با اکراه والت با تائو و خانواده کره ای تبدیل به رابطه ای میشود که مسائل و نکات جدیدی را در باب ارتباط با آنها بروی والت میگشاید.
والت سعی میکند تائو را به کار بگمارد تا نسل بی عرضه و ناتوان بعد از خود را قوی و مرد کند. همین فکر سبب نزدیکی اندیشه دو نسل جنگدیده و  منفعل از زندگی میشود.
در اینجاست که اوج فیلم اتفاق می افتد. اراذل در حرکتی انتقام جویانه از والت وسایل کار تاوئ رو به زور از وی میگیرند و سیگاری را بر صورت  وی می چسبانند. همچنین با تیراندازی به خانه ی کره ای ها دختر خانواده را به زور می برندو پس از تجاوز او را در حالی که به شدت مضروب شده است به خانه می فرستند.
در اینجاست که والت دچار یک عصبیت همراه با تحول در فکر و اندیشه میشود. به نوعی احساس میکند گناهانی کرده که نسل بعد از او به این روز افتاده اند. جنگی که برای دفاع از میهنش کرده این بار قرار است به دفاع از انسانیت  منجر شود و خطوط باطل ملیت ها و نژادها را با تصمیمی عاقلانه پاک کند.
والت ابتدا تائو را که آماده انتقام است به آرامش و صبر فرامیخواند. سپس وی را در زیرزمینش زندانی میکند تا تائو همراه وی به صحنه انتقام نیاید. والت یکی از تحولات خویش را در مکالمه بین خود و تائو در زیرزمین خانه پیرمرد نشان میدهد. والت میگوید من 13 نفر را کشته ام. کشتن چیز خوبی نیست. و نمیخوام تو با عصبیت از همین ابتدا کشتن را یاد بگیری. والت تنها به انتقام گیری از اراذل شهر اقدام میکند. در صحنه ی رویارویی والت با اراذل در جلوی خانه ی آنها در حالی که انگشتان خود را به نشانه تنفنگ روبروی آنها گفته ، سیگاری به دست میگیرد و منتظر فندک میشود. وقتی اراذل که  با اسلحه وی را تهدید میکنند سیگارش را آتش نمی زنتد خود دست بر جیب  می برد. بیننده در این لحظه نمیداند والت قصد بیرون آوردن اسلحه را دارد یا فندک. اراذل مهلت نمیدهند و والت را میکشند.
نکته قابل توجه در این قسمت آنست که والت در هنگام درآوردن فندک از مریم طلب بخشش میکند. این در حالیست که قبل از ورود برای انتقام با خریدن کت و شلواری به کلیسا میرود و اعتراف به گناهان خویش در جوانی میکند. اینجا به نوعی تداعی رفتار والت که شبیه رفتار اراذل امروزی است  را میبینیم و می فهمیمی به نوعی رفتار خشونت آمیز اراذل معلول و ادامه رفتا ر نسل جنگ طلبان قبلی است.
منع تائو از همراهی وی برای انتقام از اراذل بخاطر اینکه کشتن را یاد نگیرد به اضافه اینکه پلیس بعد از کشته شدن والت میگوید وی اصلا تفنگی با خود نداشته است نشان از تغییر تفکر والت از خشونت به نرمی است. و اینکه به نوعی با قربانی کردن خود اراذل را به دست پلیس می سپارد و این در حالیست که نسل جوان ، دیگر نه از آنها آزاری می بیند و نه کشتن را یاد گرفته است.
و این بزرگترین تحول یک شخصیت دراماتیک در گرن تورینو است.
رابطه نه چندان صمیمانه والت با فرزندانش با اینکه آنها میخواهند به وی محبت کنند یکی دیگر از شکاف های او با نسل بعد از خود است که این در زمانی قبل از تاقدام به انتقام یا خودکشی!! با تماسی تلفنی از سوی والت به خانواده اش کمی رو به تعدیل یا توبه میرود.
همراهی دیزی یا همان سگ والت یکی از المان های زیبایی برای تصویر تنهایی پیرمرد آمریکایی است. سیگار و فندک علامت داری که به گفته والت  بدبختی ها و تنهایی هایش با همین فندک شروع شده از المانهایی هست که در نهایت با کشته شدن والت از دست وی جدا میشود و به نوعی با آن زندگی تنهایی قبل خود وداع کرده و معنای مرگ و زندگی را که کشیش در ابتدای فیلم از آن حرف میزد بصورت عملی تصویر میکند.
و البته اسلحه ای که همیشه همراه مرد مبارز جنگی بود و اینبار در تصمیم آخر عمرش دیگر اسلحه ای بدست ندارد. والت با آخرین علقه هایش از اخلاق و رفتار گذشته اش در آخرین تصمیم زندگی اش وداع میکند ...

/ 2 نظر / 34 بازدید
نریمان

فیلمهایی که معرفی کردی معرکه ان.. دمت گرم

علی

ای آقا ! چرا آخر فیلمو لو دادی !